فرزند دوم بعد از داشتن فرزند اول در سن صفر تا سه سالگی
بسیاری از پدران و مادران بعد از داشتن فرزند اول مایل هستند که فرزند دوم را هم داشته باشند. معلوم است که تمام اصول و نکاتی را که در مطالب گذشته درباره آمادگی برای داشتن فرزند دوم بیان شد، همچنان باید به آن توجه لازم را داشته باشید. از آنجا که پدر مادر هم اکنون تجربه داشتن فرزندی را دارند و با موضوع آن ها نه در عالم نظر که در عمل، با چگونگی ارتباط با فرزندشان و نیازهای او آشنا هستند، احتمالاً تصمیم آن ها دقیق تر و واقع بینانه تر خواهد بود. اما اصل اساسی این است که پدر و مادر باید حتما هر دو به رضایت کامل در این باره برسند. به این معنا که هر دو با تمام وجودشان و صمیمانه و صادقانه نظرشان را با یکدیگر در میان بگذارند و اگر هر دو به این توافق رسیدند که مایلند فرزندی داشته باشند، مقدمات آن را که هدف های پرورش، تعلیم و تربیت مد نظر داشته باشید.
نکته نخست
آنچه که در بیشتر موارد به دلایل بسیار از جمله شرایط خود فرزند، فرزند اول و فرزند دوم و همچنین پدر و به ویژه مادر از نظر توانایی ها و آمادگی های فیزیکی و روانی، توصیه شده این است که فاصله دو فرزند بهتر است بین ۲۰ تا حداکثر ۳۰ یا ۳۵ ماه باشد. علت اینکه بنده ۳۶ ماه را عرض نمیکنم این است که، بر اساس مطالعات بیشتر، کودکان از ۳ سالگی به بعد دوران ویژه ای از حسادت و رقابت را می گذرانند اگر در این زمان خواهر و برادر تازه ای داشته باشند مسائل و مشکلاتشان احتمالا می تواند بیشتر و روابط شان معمولاً بدتر خواهد بود. در حالی که قبل از سه سالگی احتمال بعد از ۲ یا ۴ ماه، فرد تازه وارد را می پذیرند و او را به عنوان عضوی از اعضای خانواده قلمداد می کنند و گرچه ممکن است که از آمدن او خوشحال و یا ناراضی باشند اما مسائل و مشکلات کمتری را برای پدر و مادر و موجود تازه به دنیا آمده و بالاخره برای خودشان ایجاد می کنند.
مسئله ی اساسی این است که پدر و مادر واقعاً با تمام وجودشان بخواهند و آمادگی داشتن فرزند را داشته باشند. اگر به دلایلی مادر احساس حاملگی کرد و حامله شد آن را به عنوان یک تصمیم قطعی و نهایی برای خودش و همسرش تلقی کند و دیگر هرگز این مطلب را به زبان نیاورد که آماده نبودم یا نمی خواستیم یا به هر حال اتفاق افتاد و هر جمله ای که یک بار گفتنش آن زمانی که فرزند من و شما از سن و سالی برخوردار هست که میتواند مطلب را در ارتباط با خودش درک بکند، میتواند کاملاً مسئله آفرین باشد.
مطلبی که برخی از اوقات مادران دچار توهم مربوط به آن هستند این است که تصور می کنند چون در دوران شیردهی به فرزند خود هستند احتمالا حامله نخواهند شد؛ در صورتی که به هیچ وجه این مطلب درست نیست. یعنی بسیارند زنانی که وقت شیر دادن به فرزندشان حامله شده اند و شیر دادن وسیله ای به جهت جلوگیری از حاملگی نخواهد بود و در نتیجه باید اصول را رعایت کرد که اگر مایل به داشتن فرزند نیستید، نبایستی حامله شوید، در غیر این صورت که به فرزندتان شیر می دهید یا نمی دهید تغییری در پیامد یا نتیجه کار نخواهد داشت.
آن زمانی که شما تصمیم گرفتید که صاحب فرزند شوید باید از فرزند کوچک ترتان درباره ی داشتن خواهر یا برادر کوچک تر پرسشهایی را داشته باشید و مخصوصاً جواب او را و حالات او را به نوعی ارزیابی کنید که تا چه اندازه داشتن خواهر و برادر کوچک تر را دوست دارد. بیشتر بچه ها چنین احساسی را دارند که مایلند خواهر و برادر کوچک تری داشته باشند و البته می دانیم که حتما نظرشان در زمینه و جنبههای مختلف بعد از آمدن خواهر و برادر و سال ها بعد از آن تغییر خواهد کرد. بنابراین نه اشتیاق شان را باید آن قدر جدی گرفت و نه احتمالاً عدم رضایت و تمایلشان را. ولی مهم این است که او را در جریان آمدن فرزند دیگری بگذاریم. شما به عنوان پدر و مادر تصمیم گرفته اید که ماجرای حامله شدن همسرتان یا خودتان را برای مدت چند ماهی که آشکارا این مسئله معلوم نشده، پنهان نگه دارید. اگر چنین تصمیمی دارید، تقریبا به هیچ کس نگویید و یا از کسانی که احتمالا مطالب را با آن ها در میان می گذارید می توانید انتظار داشته باشید و مطمئن باشید که در این باره حرفی به کسی نمی زنند. شاید بهتر آن باشد که به فرزند خردسال خودتان هم در خصوص آمدن خواهر یا برادر حرفی نزنید. به این دلیل که اولا او اب طرح این مسئله در میان کسانی که شما مایل نیستید در این زمینه اطلاعی داشته باشند، این راز شما را آشکار می کند و دوم اینکه برای کودکان در سن ۲ یا ۳ سالگی، ۹ ماه اگر نه سال نباشد حداقل چهار یا پنج سال طولانی به نظر می رسد و بنابراین حوصله آن ها را به نوعی سر می برد و عدم رضایت آن ها برای این که چرا خواهر و برادری که وعده داده اید را ندارم، برخی از اوقات می تواند مسئله آفرین باشد.
توصیه می شود هرگز در این باره به فرزندتان درباره داشتن فرزند دیگر قولی ندهید و قراری نگذارید زیرا اگر نتوانید آن را به موقع و یا اصولا برآورده کنید می تواند برای فرزندتان آسیب زننده باشد. به هر حال مسئله ی اصلی و اساسی این است که خواستن او مهم است و اگر خواست و مشتاق داشتن خواهر و برادر بود در این باره این جا و آن جا می توانید صحبتی و سخنی با او داشته باشید. ولی اگر او تمایل نشان نداد و یا نارضایتی خودش را به نوعی ابراز کرد به نظر می رسد که بهتر آن است که شما هم در این باره کمترین حرفی با او داشته باشید.
نکته دوم
آن چه که مهم و مسلم است این است که شرایط و روابط در زندگی شما دگرگون خواهد شد و اصولاً ورود فرزند دوم فقط تغییری ساده از ۳ به ۴ نفر را موجب نخواهد شد. زیرا از یک طرف ای بسا در زمینه ها و مواردی کار شما را چند برابر می کند و از طرف دیگر نوع رابطه ای که در گذشته میان سه نفر بود که اصولاً از نظر علمی موجب شش گونه رابطه می شود، وقتی که نفر چهارم وارد می شود تعداد این روابط به ۱۸ و ۲۴ نوع می رسد. یعنی ترکیب های مختلفی، کار را می تواند بسیار پیچیده و احتمالاً مسائل را بیشتر کند. در نتیجه باید آماده باشید با آمدن فرزند تازه متولد شده شما محیط، شرایط و روابط تان به عنوان زن و شوهر با هم و فرزندتان و فرزندانتان با هم دگرگون خواهد شد.
مطب دیگر این است که خودتان را نگران این موضوع نکنید که آیا من به اندازه فرزند اولم او را دوست خواهم داشت یا نه؟ آیا ممکن است این چنین عشق و محبتی را که من با این فرزندان دارم، هرگز بتوانم برای فرزند دیگری نیز داشته باشم؟ آیا اصلاً این همه وقت و انرژی را برای انجام کارهای او خواهم داشت؟ یا خسته ام و مخصوصا رسیدگی به فرزند اولم مانع از این میشود که با فرزند دومم آن چنان که باید برسم؟
نکته سوم
واقعیت مسئله این است که هیچ کدام از این موضوع ها، نه اهمیتی این چنینی که هم اکنون در ذهن شما هست را بعدا خواهد داشت و نه در واقعیت مهم خواهد بود. آن چه که شرایط و روابط زندگی شما را بعداً مشخص و معین میکند، حجم کار و توانایی و امکانات شما به جهت مواظبت و مراقبت از فرزندتان است. و الا مطالب نظری و ذهنی و محبت و دوستی و کم و زیاد آن و یا نگرانی از این که آمدن فرزند دوم محبت من را به فرزند اول کم می کند یا من به اندازه کافی عشق برای فرزند دوم ندارم مطلقا پایه و مایه علمی ندارد مگر در ذهن ما و معمولاً در عمل هم، اگر حاضر نباشیم که به گونه ای نامناسب با آن برخورد کنیم، تاثیر چندانی نخواهد داشت. مهم این است که بدانیم فرزند ما بسیار علاقه مند خواهد بود که خواهر و برادری داشته باشد. زیرا به او به عنوان نه تنها “هم بازی” بلکه “اسباب بازی” نگاه می کند. ولی باید از همان آغاز، سخن ما این باشد که: “تو را دوست خواهد داشت و بعدا با تو بازی می کند و در زندگی یار و یاور تو خواهد بود.” حتی می توانید خواهران و برادران کوچک یا بزرگ را نشان بدهید که چگونه رابطه ای با هم دارند، مانند این جمله که بگویید:
“ببین آن ها خواهر و برادر هستند و دارند با هم به منزل می روند، ببین آن خواهر و برادر، وقتی که ما رفتیم چقدر خوب و مهربانانه با هم بازی می کردند، ببین پدر تو با عمه، خواهر و برادر با هم هستند و چقدر خوب است که انسان فامیل و دوستانی از این قبیل داشته باشد.” در تمام این موارد شما شرایطی را فراهم می کنید که او مشتاق داشتن خواهر و برادر شود. ولی آن چه که مهم است این است که او باید بداند با آمدن خواهر و برادر جدید، حال او، شرایط او و وضعیت او حتما بهتر خواهد شد.
قرار است که ما محیطی و ذهنیتی برای فرزندمان درست کنیم که او بداند که با آمدن خواهر و برادر همه چیز برای او بهتر خواهد شد و از او انتظار کمک داریم. به خصوص در ماه های آخر باید به فرزندتان بگویید که:
“او (خواهر یا برادر کوچکتر) بسیار ضعیف است، نمی تواند حرف بزند، هیچ کاری نمی تواند بکند، نمی تواند راه برود و بنابراین من به کمک تو احتیاج دارم، تو باید به من کمک کنی، تو باید به او کمک کنی و بعدا وقتی که بزرگ شود خواهی دید که چقدر خواهر و برادر خوبی برای تو خواهد بود.”
نکته چهارم
اگر جنس فرزندمان مشخص شده، که بهتر است و اگر امکانات اجازه می دهد، از آن باخبر شوید، در یک چنین وضعیتی، با گفتن برادر تو و یا خواهر تو، کاملا در ذهن او جنس بچه ای را که خواهد آمد جا خواهیم انداخت و او کاملاً منتظر کسی است که شما به او وعده داده اید.
اما هرگز نباید به او این پیام را بدهید که تو مسئولیتی داری و یا اگر کاری را انجام ندهی، تقصیر یا اشتباه و گناهی متوجه توست. همان طور که می دانیم هرگز نباید بچه ها را مسئول مواظبت و مراقبت از خواهر و برادران خودشان دانست. در هر سن و سالی که هستند این وظیفه من و شماست به عنوان پدر و مادر و غیر از آن هم هرگز نباید نه بخواهیم و نه در عمل آن را انجام بدهیم.
کودک ما از این واقعیت سخت اگر نه تلخ با خبر نیست و آن این است که وقتی که خواهر و برادری از راه رسید، او باید عزیزترین، مهم ترین و با ارزش ترین چیزی را که در زندگی دارد یعنی پدر و مخصوصا مادر را با این خواهر یا برادر شریک و سهیم شود. معلوم است که بسیاری از بچه ها با توجه به نوع رابطه ای که دارند و اتفاقاتی که مقارن با تولد خواهر و برادرشان می افتد از این ماجرا و از این حادثه به هیچ وجه خوشحال نبوده و سخت گرفتار خواهند بود. ولی مهم این است که ما به او کمک کنیم تا خودش را برای چنین ورودی و چنین مهمان تازه واردی که تا اندازه ی زیادی آماده کند.
مرجع: babycenter
آخرین مطالب
برای اینکه فرزندتان بهترین شروع زندگی را داشته باشد، ایده خوبی است که قبل از باردار شدن، از سلامتی خود مطمئن شوید. در مورد مراقبت های قبل از بارداری به عنوان یک داروی پیشگیرانه برای خود و کودکی که قصد بارداری دارید فکر کنید. یک تاریخچه پزشکی کامل و معاینه فیزیکی چند ماه... بیشتر بخوانید











