خلق و خو در کودکان
کودک انسانی باید انسان شدن را یاد بگیرد و یا انسان باید انسان شدن را بیاموزد. درست مانند خمیر و یا ماده ی خامی هستیم که به این دنیا می آییم و آن گونه که می توانیم باید خودمان را بسازیم. در این زمینه نقش اصلی و اساسی بر عهده ی پدر و مادر است. به همین علت گفته شده انسان باید در اثر مرور زمان به شخصیتی و هویتی برسد که معمولاً این هویت و شخصیت حدود ۱۸ تا ۲۲ سالگی به شکل و فرم کامل خود میرسد و ما را به نوع تکمیلی و نه کامل انسان می رساند. اما میدانیم که کودک هنگام تولد با صفات، ویژگیها، تواناییها، حالات، استعدادها و فرصتهایی به دنیا میآید که با دیگری مختلف و متفاوت است و در حقیقت با آن چه که دارد می تواند خودش را بسازد که نقش اولیه ی را در این امر، پدر و مادر دارند. مانند اینکه مصالح ساختمانی را به ما بدهند و بگویند خانه ای را با میل خودتان بسازید. معلوم است که پدر و مادر در این زمینه فقط می توانند با آگاهی و شناخت خودشان، همراه با مهربانی و امکاناتی که در اختیار دارند، بهترین ها را برای فرزند فراهم کنند. این مجموعه ی صفات و ویژگی ها و مشخصات کودک که در وقت تولد با او همراه هستند و تا حدود یک سالگی بر او غلبه دارد و بعد از یک سالگی کمی تغییر و دگرگونی را میتوان در آن ایجاد کرد در حدود ۳ تا ۴ سالگی نقش اصلی و اساسی خود را تا حدود زیادی از دست می دهد مگر این که آموخته های ما آن را تشدید و تقویت کند که به عنوان “خلق و خو” (Temperament) آن را می شناسیم.
به زبان دیگر کودک انسان با خلق و خویی به این جهان می آید.
- برخی از کودکان آرام اند و برخی کاملاً ناآرام.
- برخی از بچه ها پر از جنب جوش و پر حرکت هستند و برخی خیر.
- برخی از بچه ها اصولاً ارتباط خودشان را با محیط خارج بسیار محدود میکنند و برخی نیز با همه کس و به آغوش همه کس میروند.
- بنابراین ما در کودکی با موجودی رو به رو هستیم که هم اکنون داریم. کودک نیز آنچه که دارد به او داده شده است. اگر اصالت و هویت دارد در اصل طبیعت به او داده و اگر حقیقتی دارد این حقیقت و این فطرت و این طبیعت با خودش این صفات و ویژگی ها را آورده و همانطور که به دست و پایش نگاه می کند و یا ما نگاه میکنیم میتواند برایش غریبه باشد. در نتیجه هیچ کس مسئول و مقصر نیست. یعنی نه کودک به خاطر آنچه که هست و نه خودمان به خاطر آنچه که میبینیم. او فرزندی است که به دنیا آمده و ویژگی ها و خلق و خویی دارد. درست مانند این است که شما باید به محلی بروید و وسیله نقلیه ای جلویی در برای شما حاضر است اما وقتی شما در را باز میکنید ممکن است با موتور، گاری یا دوچرخه ای و یا اسبی مواجه شوید و چاره ای جز این ندارید که با توجه به آنچه که در اختیار شماست، سفر را آغاز کنید.
توجه داشته باشیم
پدر و مادر در حالی که از کلیات و مسائل و اصولی باخبرند، همان گونه که من و شما سفر و قواعد حرکت و فاصله و عمق زمان و مکان را در جهت استفاده از دوچرخه یا موتور سیکلت میدانیم. با رعایت این اصول و با آمادگی و آگاهی کامل و انعطاف، باید تربیت فرزند را شروع کنند. بسیاری از پدر و مادران متأسفانه قبل از تولد تصمیم میگیرند که شیر فرزند را این چنین یا آن چنان بدهند، ساعت خوابش باید فلان ساعت باشد و یا اگر بیدار شد با او چنان و چنین کنند که متأسفانه ای نوع پیش ساخته های ذهنی هیچ کدام با واقعیت سازگار نیست و نه مفید است و نه مناسب. اصول کلی و مبانی اصلی را باید در ذهن داشت و توانایی به جهت انعطاف و نوعی سازگاری با فرزند خود مان را باید فراهم کنیم. در غیر اینصورت به جای سازگاری و ساختن او، درگیر جنگ و ویران کردن او می شویم. باید بدانیم که این ابزار دقیق و بسیار پیچیده هم اکنون در اختیار ما هست و باید با او با مهربانی و انعطاف و با آگاهی برخورد کنیم تا موجب رشد و سلامت روانی و تکامل او شویم. در غیر اینصورت جنگیدن با او و با خلق و خوی او و طبیعت او، من و شما و کودک را از پا در می آورد.
نه قسمت اصلی و اساسی خلق و خو
مطالعات درباره ی خلق و خو نشان میدهد که میتوان به نه قسمت اصلی و اساسی خلق و خو اشاره داشت.
- میزان و سطح فعالیت کودک
برخی کودکان پر انرژی و برخی کم خوابند و بعد از خواب کوتاهی کاملاً سرحال و سرزنده اند و شور و شوق دارند. در مقابل کودکانی هستند کم فعالیت، آرام و کم انتظارند. به همین دلیل برخی کودکان ۲۰ ساعت می خوابند و برخی ۱۵ یا ۱۶ ساعت. بعضی از کودکان در سن ۳ سالگی ۱۲ تا ۱۴ ساعت میخوابند در حالی که برخی کمتر از ۱۰ ساعت می خوابند.

میزان و سطح فعالیت کودک
پس انرژی و فعالیت آن ها نقش بسیار مهمی دارد و معلوم است کودکی که پر انرژی است اگر به راه غلطی بیفتد ویرانگر و مخرب است و برعکس. اگر کودکی آرام است نه زحمتی و نه خطری فراهم میکند و در برخی زمینه ها نیز موفق می شود. به عبارتی یا دوچرخه است که باید پا زد و آهسته رفت یا موتورسیکلتی است که آن چنان تند و سریع حرکت میکند که باید مواظب او بود.
-
توجه و تمرکز
برخی کودکان وقتی مشغول کاری هستند تمام انرژی و نیروی روانی و تمرکز خود را بر روی آن کار می گذارند. مانند شیر خوردن. برخی به هیچ چیز عکس العملی نشان نمیدهند و برخی با کوچکترین صدا از شیر خوردن باز می مانند.

توجه و تمرکز
برخی دیگر وقتی مشغول کاری هستند مثل این است که جهان خاموش و فراموش است. برخی دیگر نیز علاوه بر مشغول بودن به کاری، به کار دیگری نیز می توانند بپردازند.
این توجه و تمرکزی که برخی از کودکان دارند سبب میشود که در کارهای مهم موفق باشند اما کارهای جزئی و کم اهمیت را انجام نمی دهند. در صورتی که کودکی که تمرکز و انرژی کمی دارد میتواند در زمینه های مختلف و متفاوت دیگری موفق شود هر چند که در هیچ زمینه ای درخشش آنچنانی نخواهد داشت. بنابراین اگر فرزند ما توجه و تمرکز بالایی دارد نمی توان او را از کاری بازداشت و اگر کار بدی می کند در آن استمرار و تداوم را خواهید دید و اگر از توجه و تمرکز بالایی برحوردار نیست به راحتی می توان او را از کاری بازداشت و به کار دیگری واداشت. در نتیجه کار پدر و مادر با کودک، اگر به درستی صورت بگیرد نتیجه مطلوبی با توجه به خلق و خوی او و سپس شخصیت او به دست خواهد آمد.
- شدت و میزان پاسخ یا واکنش به محیط اطراف یا ارتباطات انسانی
برخی کودکان با واکنش تند و شدیدی با هر موضوعی برخورد میکنند. یعنی وقتی که شرایط (رفتار یا پاسخی) خلاف میل آن هاست با آن مورد با شدت و تند و بلافاصله رفتار میکنند در حالی که برخی دیگر توان این را دارند که در ارتباط با دیگران منتظر بمانند و پاسخ را ارزیابی کنند و پاسخ را متناسب با موضوع در آورند و با شدت و سرعت واکنش نشان ندهند و نوع درخواست و انتظارشان با رعایت حال و شرایط دیگران باشد.

شدت و میزان پاسخ یا واکنش به محیط اطراف
این مورد در خصوص کودکان به صورتی است که وقتی که شیر بعضی کودکان را قطع کنید برخورد تیز و تندی را نشان می دهند که چاره ای جز دادن شیر به کودک را ندارید. در حالی که برخی دیگر بعد از کمی نق و نوق آرام می شوند و شما می توانید نظرشان را به چیز دیگری جلب کنید. برخی از بچه ها نیز نسبت به درد و لذت حالات متفاوتی دارند. برخی از بچه ها لذت را به چنان هیاهویی تبدیل میکنند که شما تعجب می کنید که مطلبی به این کوچکی چرا این همه بزرگ شد و برخی از کودکان نیز هستند که با کوچکترین دردی فریادشان را به آسمان می برند و برعکس برخی درد بسیاری دارند اما هم چنان ساکت و آرام هستند. معلوم است که کودکان با واکنش تند و شدید در صد در صد جلب توجه دیگران هستند و اغلب اوقات نیازهایشان بیشتر، زودتر و بهتر برآورده می شود و کودکی که آنقدرها واکنش نشان نمی دهد و شرایط را میپذیرد احتمالاً اغلب اوقات آن چیزی که حق و سهم اوست را دریافت نخواهد کرد.
توجه داشته باشیم
پدر و مادر باید کودکی را که با پاسخ تند و شدید با موضوعات برخورد میکند، کمی کمک کنند تا آرام بگیرد و توجه کودکی که اعتنای کمی دارد به اهمیت موضوعات جلب کرد و او را کمک کنند تا بتواند راحت خواسته های خود را ابراز کند.
کودکی که با هیجان زیادی به شرایط پاسخ می دهد معمولاً تجربیات حسی و احساسی فراوانی دارد حتی در زمینه محبت و عشق نیز تجربه خواهد داشت. زیرا با دادن پاسخ تند و شدید توجه دیگران را جلب می کند. حال کودکی که با آرامش با این موضوعات برخورد میکند چه بسا فرصتها را از دست دهد و به دیگری هم، آنچنان پیامی را نمی رساند و معلوم است کودکی که با سرعت به شرایط و موقعیت واکنش و پاسخ میدهد احتمالاً در زندگی موفق تر و پیشرفت بیشتری خواهد داشت. اما زندگی با چنین فردی بسیار مشکل است چون به لحاظ سطح توقع و انتظار خیلی زود از کوره در می رود و عصبی میشود و اطرافیان را از خود می رنجاند و محیط و اطراف را غمگین می کند. در حالی که کودکی که به شرایط و اوضاع پاسخ تند و سریع نمیدهد از آرامش بیشتری برخوردار است. زندگی با گروه اول بسیار مشکل است چون با هر مخالفتی به شدت برخورد میکند. اما گروه دوم با صبر و متانت و دادن فرصت به دیگران به خواسته اش می رسد. در دنیای پر از هیاهوی امروز هر دو گروه در جایگاه خودشان می توانند خوشحال و موفق باشند و وظیفه ی ما نیز این است که با توجه به توان آن ها و حالی که دارند اجازه ی بهترین استفاده از آنچه که در اختیار دارند را بدهیم.
-
مرتب و منظم بودن کودک
برخی کودکان در ساعت معینی می خوابند و غذا را در ساعت مشخصی میخورد و وقت بیداری آن ها معین است و همچنین مسئله ی ادرار و مدفوع آن ها مشخص است در نتیجه کار پیش بینی و در صورت لزوم پیشگیری را بسیار ساده می کند. برخی برعکس به حدی بی نظم هستند که پدر و مادر نیز نمی دانند با او چه کنند.

مرتب و منظم بودن کودک
به همین دلیل کودکانی که نظم و ترتیب دارند برخورد با نیازهای شان راحت تر است و زودتر نیز راضی میشوند. اما هرگونه تغییر و دگرگونی را در محیط اطراف و حالات خودشان نمی پسندند و نمی پذیرند. در حالی که کودکانی که وقت و زمان معین و مشخصی برای بیشتر کارها ندارند در زندگی اگر درگیر کارهایی شوند که از قبل قابل پیش بینی نباشد مانند پلیس بودن بهتر است. همچنین میتوانند ساعت ها در مورد ادرار و مدفوع شان منتظر بمانند و یا ممکن است حتی فرصت انجام کارهای لازم و ضروری خودشان را نداشته باشند، این گروه از کودکان با این کارها سازگارتر می باشند. کودکانی که در کودکی با نظم و ترتیب درگیر نبوده اند مایل هستند کارهایی را داشته باشند که ساعات کار کاملاً مختلفی داشته باشد و می توانند به راحتی آن را تحمل کنند و بی خود نیست برخی پزشکان با توجه به تخصص شان از کاری که میکنند بسیار رنج میبرند در صورتی که دیگران برای هرگونه تغییری در زندگی آمادگی دارند.
- حساسیت به محیط فیزیکی
برخی از کودکان باید به مرحله ای از ایجاد ارتباط یا تحریک برسند تا آماده واکنش و پاسخ باشند. یعنی به غذا یا سردی و یا گرمی و به هر تغییر ناچیزی به سرعت واکنش نشان میدهند در حالی که برخی به سردی و گرمی غذا و یا تغییر نوع لباس یا رنگ و اندازه لباس توجه نمیکنند.
افراد حساس در محیط های علمی و هنری توانایی بهتری دارند و با توجه به جزئیات و دگرگونی در آن میتوانند صاحب نام و رسمی شوند در حالی که گروه دیگر با هر نوع شرایط و وضعیتی میسازند و به دنبال عیب و ایراد در زندگی و محیط نیستند. این افراد در موسیقی موفق اند که اکثر اوقات این افراد هنرمندان خلاق و آغازگری هستند.
- چگونگی ارتباط، دوری و نزدیکی با اطرافیان
برخی کودکان به هیچ وجه تحمل ارتباط با افراد غریبه را ندارند، برخی نیز هیچ کار تازه ای را آغاز نمی کنند و برخی با اکراه به دیگران نزدیک میشوند و اگر دور شوند تا مدتی در غم دوری می مانند. کودک با درجات مختلفی با اطراف و انسان ها ارتباط برقرار میکند و هنگام دل بستن و گسستن حالات مختلفی دارد. به همین علت برخی از بچه ها احتمالاً وقتی که پدر و مادر از خانه بیرون می روند واکنشی نشان نمیدهند و برخی خودشان و دیگران را دچار اشکال و گرفتاری میکنند و یا وقتی که شما برگشته اید برخی از بچه ها به راحتی با شما کنار نمیآیند اما برخی از بچه ها منتظر شما بوده اند و به گونه ای عمل می کنند که ابداً اتفاقی نیفتاده است. به همین جهت این افراد غالب اوقات مشکلی در ارتباط با دیگران ندارند. آن ها در کودکی نیز نسبت به بود و نبود افراد حساسیتی نشان نمیدادند. معمولاً کسانی که در این درگیری و دوری جانب احتیاط را رعایت میکنند بیشتر اوقات ابتدا فکر میکنند و بعد عمل میکنند ولی کسانی که به سادگی و به راحتی با دیگران ارتباط برقرار میکنند غالب اوقات اول عمل می کنند بعد فکر می کنند.
- سازگاری یا سازش کاری یا ستیز
برخی از بچه ها به سرعت خودشان را با محیط جدید سازگار می کنند. افراد سازگار، دیگران را می پذیرند و دگرگونی آن ها را قبول می کنند و در مسیر پیشرفت و تکامل گام بر میدارند؛ اما گروه دیگری سازگاری را در سازش کاری می دانند و همیشه در تظاهر و وانمود کردن به شما عمل خود را نشان میدهند اما در فکر و ذهن خود چیز دیگری دارند و گروه دیگری این تفاوت را به راحتی نشان میدهند و از سر جنگ و ستیز برمی خیزند. به نظر میرسد این گروه سازش کار، دروغ گو و حقه بازند اما افراد سازگار به نظر خوب و مهربان می آیند و آماده برای یاری و همکاری با دیگران هستند. برخی از افراد که سازش کاری و سازگاری ندارند و از در جنگ و ستیز در می آیند حتی در زندگی زناشویی اگر ۲۰ سال پیش، یکی از فامیل های همسرش چیزی گفته باشد، آن را از دل خون بیرون نمی کنند و در حقیقت چون جنگی آغاز شده مایل هستند این جنگ را تا پایان ادامه دهند. گروهی که اهل سازگاری هستند به نظر مردم و به قضاوت مردم و به حرف مردم اهمیت می دهند اما افراد ستیزه گر هدف دیگری دارند.
- اصرار و تداوم
برخی از کودکان به راحتی از خواسته خود نمی گذارند حتی به خاطر یک خواسته ی کوچک قهر میکنند و حتی چیزهای بهتر و برتر را رد و نفی میکنند. در حالی که کودکانی هستند به محض برخورد با مانعی از عقیده ی خود می گذارند و به جای چیزی که می خواستند، چیز دیگری را قبول می کنند و پیروزی و خوشحالی را می پذیرند. برخی حوصله دارند و صبر میکنند و توان این را دارند که منتظر باشند فرصت و نوبتشان شود و برخی حوصله صبر کردن ندارند. این افراد کسانی هستند که وقتی کاری را انجام می دهند اگر وسط کار، کار آن ها را قطع کنیم، برآشفته میشوند. به همین دلیل پدران و مادران باید متوجه باشند که وسط بازی این کودکان، درخواست دیگری یا پیشنهاد کار دیگری را به او ندهند و یا به او نگویند که اسباب بازی هایت را جمع کن برای خرید بیرون برویم. این دخالت ها در حین بازی می تواند فرزند من و شما را برآشفته کند. در حالی که بچه هایی هستند به محض گفتن چنین پیشنهادی درس از کاری که می کردند بر می دارند و به دنبال پدر و مادر حرکت میکنند. به همین علت به نوعی لجبازی و کله شقی می رسند. پس کسانی که اصرار بر انجام نوع کارها دارند می توانند موفق باشند. ولی غالب اوقات تنها خواهند بود زیرا دیگران از عدم انعطاف آن ها احساس خوبی ندارند. اما کودکانی که صبر دارند و می توانند کارشان را کنار بگذارند و با دیگران باشند، افرادی اجتماعی هستند زیرا با دیگران بودن را تحمل می کنند و متفاوت بودن افراد را نیز قبول دارند.
- نوسانات خلق و خو (حال درونی)
همه ما موج می زنیم یا بالا و پایین می رویم اما برخی مانند دریاها خروشان اند. یعنی افرادی هستند که کوچکترین ناملایماتی آن ها را برهم می ریزد و افرادی هستند که اگر جزئی از کل خوب نباشد همه را برهم می ریزند. اگر قسمتی از غذا خوب نیست و نوشیدنی مورد علاقه شان آنجا نباشد همه را رد و نفی میکنند. در حالی که گروه دیگری هستند که خوشبختانه دگرگونی های کلی را می پذیرند و معمولاً راضیتر، خوشحال تر و سپاس گزارند. در حالی که گروه اول غالباً خشمگین و طلبکار و ناراضی هستند و سخت گیری آن ها سبب محدودیت محیطی میشود. اما چنین افرادی که از درون موج می زنند و حساسیت به بیرون دارند و اگر آگاهی لازم را داشته باشند اهل نقد و انتقاد و تجزبه و تحلیل هستند. در حالی که گروه اول به دلیل این که همه چیز را در جهان متغیر و متحول می بینند و همیشه انتظار و توقع دارند که خواسته های مورد علاقه آن ها برآورده شود ولی محقق نمیگردد و عملی نمی شود، به راحتی میتوانند دگرگونی های محیط اطراف را تحمل کنند.
بنابراین ۹ زمینه ی مختلف و متفاوت خلق و خوی کودک که بیان شده در یک سال اول کاملاً همراه او می باشد و بیشتر رفتار کودک در چارچوب و در ارتباط با این حالاتش است. اما آهسته آهسته از یک سالگی به بعد با توجه به آنچه که کودک آموخته و تجربه کرده و منطبق با محیط اطراف و در اثر درگیری با محیط اطراف است، ظرفیت آن را پیدا میکند و دگرگونی هایی را به وجود می آورد و به شما هم اجازه و فرصت دخالت را میدهد. این موارد زمینه های ارثی نیز دارد و هیچ کس مسئول و مقصر آن نیست و حالاتی است مانند رنگ چشم و یا ترکیب بدن که ما با آن متولد میشویم و باید برخورد درستی با آن داشت. بنابراین سلامت روان و خوشبختی و موفقیت دقیقاً مرتبط به این است که پدر و مادر از افکار و عقاید از پیش ساخته ی خود بگذرند و اصول کلی و قواعد و قوانین اساسی را با توجه به انعطاف به کار بگیرند و با توجه به هر پاسخ و واکنشی که از فرزندشان می بینند در آن تجدید نظر کنند. اما دو و یا سه مورد وجود دارد که کودکان به خاطر انحرافات خلق و خو، پدر و مادر را با مشکل روبرو می کنند.










