رفتاری که والدین با فرزندان خود در پیش می گیرند، تا حد زیادی تابع رفتاری است که والدین آنها در دوران کودکی با آنها داشته اند. برخی از والدین با این اعتقاد که بچه را با حرف نمی توان تربیت کرد، به کرات از شیوه کتک زدن استفاده می کنند. به نظر نمی رسد که این روش نقش مؤثری در تربیت کودکان داشته باشد، زیرا در موارد بسیاری مشاهده می شود که چنین کودکانی علیرغم تهدید و کتک به رفتارهای ناپسند خود ادامه می دهند.
بررسی های به عمل آمده بر روی نوجوانانی که به جرم اعمال خلاف دستگیر می شوند، نشان می دهد که بسیاری از آنها از دوران طفولیت خود خاطره های تلخ کتک خوردن و نبود آرامش در محیط خانواده را به یاد دارند. اگر واقعا نگران تربیت فرزندانتان هستید، قبل از هر چیز فضایی آرام را برای آنها فراهم کنید. فضایی که کودک در آن عشق و محبت را ببیند و احساس کند که دیگران نیز او را دوست دارند. اگر می خواهید فرزندتان به شما احترام بگذارد، ابتدا شما باید به او احترام بگذارید. حال آنکه کتک زدن خشونت و شقاوت را به او می آموزد و علاوه بر این کودک را در جبهه دفاعی قرار داده و سبب پرخاشگری و لجاجت او می گردد. تنبیه بدنی از عشق و علاقه درونی کودک نسبت به والدین کاسته و به جای آن بغض و کینه را جایگزین می سازد.
یکی از مهمترین نکات تربیتی که بایستی والدین همیشه آن را به خاطر داشته باشند، الگوسازی کودک است. پدر و مادر باید نقش راهنما را در تربیت کودک داشته باشند. تجربه نشان داده است که وارد شدن از راه توصیه و تحسین و تشویق بسیار مؤثرتر از تنبیه بدنی بوده است. برای مثال اگر کودکی نمی خواهد زود بخوابد، تهدید و کتک او را وادار به خوابیدن نخواهد کرد، اما والدین باید با لحنی مهربان و آرام به او بگویند که اگر اصرار بر خوابیدن او دارند دلیلش آن است که او را دوست دارند و می خواهند که همیشه سالم باشد و رشد طبیعی داشته باشد.
بسیار دیده می شود که هنگامی که کودک شیء گران قیمت و ارزشمندی را می شکند، والدین با داد و فریاد و در غالب موارد با کتک زدن سعی در فهماندن اهمیت موضوع به کودک دارند. حال آنکه کودک خود به شدت ناراحت و خودش را در درون سرزنش می کند. گاه آن چنان وحشت زده می شود که حتی احتیاج به دلداری نیز دارد. پدر و مادر می توانند با گفتن جملاتی نظیر (خیلی حیف شد چون این بشقاب را واقعا گران خریده بودیم) همان اثری را که مورد نظرشان است به کودک انتقال دهند. اما در صورتی که بچه بزرگتر است و همه چیز را می فهمد و مثلا با پرت کردن و شکستن اشیاء مختلف سعی در آزار و اذیت والدین دارد (البته باید علت اصلی آن را فهمید و در صدد حل نهایی آن از طریق رفع علت برآمد)، می توانید با خرید مجدد آن شیء با پول قلک اش کودک را متوجه ناپسند بودن عمل او و عواقبی که در پی دارد، گردانید.
– حد و مرزها و بایدها و نبایدها را به تدریج برای کودک مشخص کنید.
– همیشه از جملات خوب و تشویق کننده استفاده کنید.
– آنچه را که می خواهید کودک بفهمد، تکرار کنید و اگر باز هم آن را نفهمید، مرتبا تکرار کنید.
– بیش از حد کودک را محدود نکنید. نکن و دست نزن ها را کمتر کنید اما اگر به کودک می گویید فلان کار را نباید بکنی، در مواقع دیگر نباید نظرتان را عوض کرده و به کودک اجازه انجام آن را بدهید. زیرا بدین ترتیب او هرگز حد و مرزها را نخواهد شناخت.
– اگر فکر می کنید حتما باید کودک را بزنید و این تنها راه است هرگز به سر او و به خصوص وسط سر او نزنید.
– هیچگاه کودک را از گرگ و دیو و چیزهای هولناک نترسانید.
– هرگز کودک را در حضور دیگران سرزنش نکنید و به او لقب (بد بودن)، (شر بودن) و امثال آن را ندهید.
– برای تنبیه کردن کودک او را در اتاق زندانی نکنید، زیرا بدین ترتیب کودک خود را واقعا در یک زندان می بیند.
– از تهدیدهایی که انجام نخواهید داد و اصولا غیر قابل انجامند، استفاده نکنید.
– برای تنبیه کودکان می توانید از راه هایی مانند جریمه کردن او از طریق محروم ساختنش از غذا خوردن (یک وعده) و یا بردن به پارک و امثال آن، در صورتی که واقعا بدان عمل می کنید، استفاده کنید. اما همیشه به یاد داشته باشید که وارد شدن از راه تشویق بسیار مؤثرتر است.











