اهمیت برنامهریزی در اقتصاد خانواده
می دانیم فرصت زمانی برای همه ما محدود است، نه قابل ذخیره کردن است و نه برگشتپذیر. آهنگ آن را نمیتوان تندتر یا کندتر کرد. لذا منبعی است که باید در قبال آنچه به دست میآید، صرف شود. از آنجا که انسان در قبال هرچه که در اختیار دارد، مسئول است، در مقابل زمان نیز مسئول است. با این نگرش نسبت به زمان، برنامهریزی زمان برای خود و خانواده از اهمیت ویژهای برخوردار است. در واقع برنامهریزی خانواده بهمنظور استفاده بهینه از زمان، نخستین قدم در راه برنامهریزی اقتصادی خانواده است.
خانواده بدون برنامه مثل سازمانی است که به حال خود رها شده است. اهداف تشکیلدهندگان خانواده محقق نمیشود مگر آنکه رئیس و مدیر خانه برای رسیدن به اهداف مورد نظرشان با شناخت کافی از امکانات و منابع در اختیار، برنامهریزی داشته باشند. نخست باید چارچوب اهداف کلی خانواده تعیین شود، آنگاه کل برنامه به برنامهها و هدفهای کوچکتر برای رسیدن به هدف اصلی تقسیم شود. از اینرو برنامهریزی در ۳ افق زمانی بلندمدت، میان مدت و کوتاه مدت ضرورت دارد. در برنامهریزی بلندمدت خانواده، با توجه به منابعی نظیر ثروت و درآمد و زمان که در اختیار دارد، اهداف بلندمدت خود را تعیین میکند.
طبیعی است اهدافی مثل به دانشگاه فرستادن بچهها نمیتواند یکشبه تحقق پیدا کند بلکه احتیاج به پیش زمینههایی دارد. از اینرو به همراه برنامههای بلندمدت، خانواده باید برنامههای کوتاه مدت و میان مدت هم تهیه کند. در برنامه میان مدت که در راستای برنامه بلندمدت تنظیم میشود خانواده باید نیازها و امکانات خود را شناسایی کرده تا بهترین شیوه را اتخاذ کند. مثلا در مثال دانشگاه رفتن بچهها، خانواده باید زمینه تحصیل در محیطهایی مناسب پیش از دانشگاه، در دوره ابتدایی و دبیرستان را برای فرزندان در برنامه میان مدت فراهم کند. به همین ترتیب لازم است که برای دستیابی به اهداف برنامه میان مدت، چند برنامه کوتاه مدت نیز پیش روی خانواده قرار بگیرد.
کارشناسان اقتصادی معتقدند پس از این مرحله، یعنی برنامهریزی و انتخاب خطمشی برای تحقق اهداف این برنامهها، موفقیت به روی خانوادهها لبخند میزند و فقط کافی است زنگار خودخواهی، خودرایی و منیت را از دلهای اعضا بشوییم و چشممان به جمال فداکار، با صداقت، همراه و همدل و جمعگرای اعضای خانوادهها روشن شود.










