خودشیفتگی
انسان خودشیفته کیست؟ راههای تشخیص شخصیت خودشیفته در کسانی که به تازگی وارد زندگی ما می شوندو کدامند؟
شاید از خود بپرسید این مساله یعنی تشخیص خودشیفتگی در افراد چه اهمیتی دارد. باید در ابتدا گفت که علاوه بر مشکلات ازدواج با افراد خودشیفته در زندگی زناشویی این دسته از افراد در تربیت فرزندان خود نیز با مشکلات عدیده ای روبرو هستند و در تربیت فرزندان موفق نبوده و صدمات جبران ناپذیری را به فرزندان خود وارد می کنند. به همین دلیل اولین قدم در پیشگیری از این صدمات و مشکلات تشخیص خود شیفتگی در افراد و اینکه افراد خودشیفته از چه خصوصیات شخصی و اجتماعی برخوردارند . در این پست ما بر آن شدیم تا شما را برای کسب توانایی تشخیص شخصیت افراد خودشیفته و تمیز دادن این دسته از افراد از باقی انسان ها آماده کنیم.
در ابتدا باید گفت که خودشیفتگی درصدی به صورت موروثی اتفاق می افتد و افرادی که در ژن نسل خود دارای این شخصیت می باشند بیشتر از باقی افراد در معرض ابتلا به این عارضه شخصیتی می باشند و درصد دیگری از این دسته از افراد به صورت اکتسابی این شخصیت را کسب می کنند حتما از خود می پرسید انسانهای خود شیفته چه شخصیت و خصوصیاتی دارند پس خوب به گفته های ما توجه کنید ما نکاتی را برای شما بازگو می کنیم در رابطه با شخصیت انسان های خودشیفته که حتی اگر ۳ الی ۴ مورد ازین نکات در شخصیت انسانی به شما ثابت شد آن انسان خود شیفته بوده و باید تحت درمان قرار گیرند.انسانهای خودشیفته شخصیت بسیار پیچیده و تا حدودی خطرناک دارند حال چه اکتسابی باشند چه موروثی .
چگونه افراد خودشیفته را بشناسیم
اولین نکته در تشخیص شخصیت اینگونه افراد استفاده بیش از حد از ( من ) است. اینگونه افراد در آشنایی و دیدار اول مدام از کلمه من استفاده می کنند بطور مثال من این اخلاق را دارم ، من این طور هستم ، من این وسیله ( خانه ، ماشین ، جایگاه و … ) را دارم ، من آن را انجام می دهم ، خانواده من اینطور هستند و الی غیره… و این خود بزرگترین مشخصه این نوع افراد بوده و یک هشدار جدی برای شما در رابطه با شخصیت طرف مقابلتان.
ویژگی افراد خودشیفته
اینگونه افراد در ابتدای آشنایی با طرف مقابل بسیار رمانتیک خوب و رویایی هستند آنقدر که گاهی با کارهای غیرمنتظره طرف مقابل را غافلگیرانه مورد توجه و محبت قرار می دهند به طور مثال ممکن است در یک روز عادی دسته گل های بزرگ و گران بها از آنها دریافت کنید و یا بعنوان سورپرایز شما را به مکانهای مورد علاقه خود ببرند و سعی بر این داشته باشند که شما را با سلایق و علایق خود همسو کنند و من شما را در هم بشکنند اما بگونه ای که حتی خود شما این هدف نرم و خطرناک آنها را تشخیص ندهید . پس باید گفت بسیار خوب بودن و خوب جلوه کردن این دسته از افراد در ابتدای آشنایی یکی دیگر از خصوصیات اشخاص خودشیفته بوده که شاید طرف مقابل آن را با محبت و عشق اشتباه بگیرند و به این صورت این هشدار را نادیده بگیرند در صورتی که این دسته از افراد بسیار در دوست داشتن و عضق ورزیدن ناتوان هستند و حتی گاه نمی توانند فرزند خود را دوست داشته باشند و این بدیل این است که این افراد از حس همدلی بسیار پاییین برخوردارند و حتی به جرات می توان گفت که این افراد فاقد حس همدلی هستند.
این دسته از افراد نمی توانند بپذیرند که حتی بسیار کم و ناچیز تحت کنترل باشند و بیشتر مایلند تا اطرافیان و بخصوص طرف مقابل را کنترل کنند و تحت سلطه داشته باشند. باید گفت که کنترل گرایی در این دسته از افراد بسیار مشهود بوده و این از بدترین خصوصیات اینگونه از افراد است بطور مثال : ممکن است در یک ساعت غیرقابل پیش بیبنی بسیار غیرمنتظره به محل کار شما یا محل زندگی شما بدون در نظر گرفتن مناسبات و حریم خانوادگی و کاری و شخصی شما بیاییند و شما اینگونه تصور کنید که این کار از روی علاقه بسیار است و او سعی در بروز عشق خود به این روش دارد اما باید گفت که این یک تصور غلط است و این عمل فقط و فقط به شخصیت کنترل گرای اینگونه افراد باز می گردد. باید اضافه کرد که در فرهنگ ما این اخلاق و بعد شخصیتی به صورت حساسیت و به اصطلاح غیرت بیش از حد بروز میکند . افراد خودشیفته به هیچ وجه نمی توانند تعاملات صحیح و سالم طرف مقابل با اطرافبان بخصوص جنس مخالف طرف مقابلشان را بپذیرند و سعی در محدود کردن و حدالامکان حذف این مناسبات هستند و با گفتم جملاتی همچون ( تو فقط برای منی ، من میخواهم فقط من تو را ببینم ، نمیخواهم کسی جز من به تو توجه کند ) طرف مقابل را تحت سلطه و زیرنظر خود بگیرند. شاید در ابتدا متاسفانه دختران شرقی این جملات و رفتارها را حمل بر عشق و غیرت و دوست داشتن طرف مقابل بگذارند اما متاسفانه این رفتارها همه ناشی از شخصیت خودشیفتگی و سلطه طلبانه و خودخواهانه این دسته از افراد است و ارتباطی به عشق و یا غیرت ندارند اما دختران غربی بشدت ازین مساله هراس دارند و از اینگونه افراد دوری می کنند.
مشخصه دیگر این نوع از افراد میل بیش از اندازه به مورد توجه بودن است بگونه ای که ممکن است در مهمانی ها و مجالس بسیار پر جنب و جوش و ششوخ طبع باشند و با شوخی بیش از اندازه سعی در جلب توجه تمام و کمال افراد حاضر در جمع داشته باشند و خودخواهانه و همیشه خواهان توجه همه به خود هستند. باید گفت اینگونه افراد حتی در شوخی هایشان سعی در تحقیر باقی افراد دارند و حتی این اشخاص خانواده خود را تحقیر می کنند و در مواجهه با طرف مقابلشان فقط به خود و علایق خود می پردازند و اجاره صحبت به طرف مقابلشان را نمی دهند و سعی می کنند که صحبت را به سمت و سوی خود سوق دهند و علاقه ای به شنیدن علایق شخص مقابل و یا دانستن شخصیت او ندارند و اجازه صحبت به او را از خودش نمی دهند و طرف مقابلش را به حاشیه رانده و کم اهمیت جلوه می دهند. همچنین این دسته از افراد بسیار و بیش از حد معمول اهل جلوه گری و ظاهرسازی خود هستمند استفاده از وسایل و لباس های گران قیمت و بیش از اندازه خاص مشخصه دیگر این نوع از افراد است که بسیار فریبنده و تاثیرگزار است. و افراد خودشیفته همیشه از دو سلاح مظلوم نمایی و خودنمایی (تعریف از خود ) برای به دام انداختن طرف مقابل استفاده می کنند. باور افراد خودشیفته این است که همیشه قربانی بوده اند و هرگز انگشت اتهام به سوی خود آنها نبوده و همیشه دیگران را مقصر می دانند و تا زمانی که شما تحت سلطه آنها و مطابق میلشان رفتار کنید دوستان خواهند داشت اما هرگز عاشقتان نمی شوند و با کوچکترین سرپیچی و تمرد شما را از خود رانده و به اصطلاح میکوبند با بی ادبی تحقیر، توهین، مقایسه طرف مقابل را له می کنند. باید بدانید که متاسفانه در زندگی با یک شخص خود شیفته طرف مقابل این شخص چه مونث باشد چه مذکر له شده و شخصیت تخریب شده و محدودی برای او بوجود می آید و نهایت این زندگی یک شخصیت کوچک و جسمی بیمار و ضعیف است و شخص خودشیفته روز به روز خودشیفته تر میشود. انسان خودشیفته هرگز به به شخص مقابلش اجازه نمی دهد که او نیز شخصیتی خودشیفته کسب کند و این از مشخصه های بخصوص آنهاست یعنی باید گفت که عارضه خودشیفتگی مسری نیست و یک انسان خودشیفته هرگز نمی تواند انسان خودشیفته دیگری را تحمل کند و در کنار او با مسالمت زندگی کند.
بر اساس گفته های محققان در گذشته تعداد مردان خودشیفته نسبت به زنان خودشیفته بسیار بیشتر بوده اما امروزه با یک بازنگری میتوان دید که آمار زنان و دختران خودشیفته رو به افزایش است و این یک هشدار بزرگ جامعه شناسانه است که باید مورد بررسی قرار گیرد این را هم باید گفت که افراد خودشیفته نباید نگران باشند چون این عارضه شخصیتی قابل درمان بوده و حتی میتوان از بروز آن جلوگیری کرد فقط کافیست فرد خودشیفته بپذیرد که خود شیفته است و بخواهد که درمان شود.
نتیجه
در نتیجه اولین قدم در درمان این عارضه شخصیتی این است که شخص بیمار بپذیرد که خودشیفته بوده و این بیماری بسیار مخرب و خطرناک است و زندگی سخت و ناراحت کننده ای برای خود و باقی اطرافیان و عزیزان آنها را رقم میزند.










