بازی، اسباب بازی و همبازی در کودکان ۳ تا ۷ سال
اهمیت بازی کردن کودک
نکته ای که در اینجا اهمیت دارد و همان طور که در آغاز بیان شد باید به آن توجه بسیاری کرد، موضوع “بازی” در این ایام است. یعنی بین ۳ تا ۷ سالگی اصولا مسئله “بازی” و “اسباب بازی” و “همبازی” که بعداً تبدیل به “ورزش” و “دوست” می شود، نقش بسیار مهمی در زندگی کودک دارد. تا آنجایی که واقعا نمی توان گفت: شغل کودک و کار مهم و با ارزش کودک، بازی کردن است. یعنی آن را باید به صورت تنها و تنها راه آموزش و پرورش و تنها راه کار مفید و سازنده دانست که تأثیرات آن نیز بر کودک عبارتند از:
“توجه و تمرکز کودک” در بازی ها کاملاً افزایش پیدا میکند، و توان آن را پیدا می کند تا مغزی که می تواند کاملا به صورت به هم ریخته ای کار کند، آن را جمع و جور کند و با این توجه و تمرکز است که حافظه ی بهتری پیدا می کند و یا به زبان دقیقتر، امکان این را پیدا می کند که قواعد و اصول یادگیری را در زندگی بهتر مورد استفاده قرار دهد و بهتر بیاموزد و به خاطر نگه دارد و در وقت لزوم هم بتواند از آن استفاده کند.
در حداکثر توان فیزیکی و روانی خودش حرکت می کند. بنابراین در مرزهای خودش قدم بر می دارد و در نتیجه هر روز بهتر و برتر می شود. مهارت های مختلفی را پیدا می کند و توانایی های فیزیکی را برای خودش به وجود می آورد که بعدا می تواند در مراحل مختلف زندگی از آن استفاده کند.
به تخیل خودش این فرصت و اجازه را می دهد که بتواند پر پرواز آن را باز کند، در حالی که آهسته آهسته بعد از ۵-۶ سالگی به دلیل ارتباطش با واقعیت، می تواند قوانین و قواعد جهان را به بهترین صورت ممکن بیاموزد. بعدا اشاره خواهد شد که مخصوصا نقش ورزش از این به بعد تا چه اندازه خواهد بود. زیرا بیش از هر کتاب دیگری به او خواهد گفت که قوانین طبیعت و روابط چگونه است.
فرصت این را پیدا می کند که به شناخت بیشتری از خودش دسترسی پیدا کند. دیگران را بشناسد. از حال دیگران، احساسات و عواطف و نظر دیگران برخوردار شود و زمینه ای را فراهم می کند که از یک طرف آنچه به عنوان “رابطه” (Relationship) هست را بیاموزد و از جانب دیگر، آنچه که به عنوان “ارتباط” یا (Communication) وجود دارد با دیگران برقرار کند تا بتواند در زندگی از آن استفاده کند. به خاطر این “رابطه” و “ارتباط” است که می تواند از بند خود و گرفتاری خودش تا حدود زیادی آزاد شود و احساس ها، تخیلات بد و منفی را از خودش دور کند و از مسیر “همکاری” و “یاری” نه تنها بیاموزد، بلکه احساس فوق العاده ای داشته باشد، همچنین اصول و قواعد و قوانین را رعایت کند و با رعایت حال دیگران، احساس کند که در مسیر رعایت اصول اخلاقی و انسانی قدم برمیدارد، و “صبر” و “فرصت” را با هم بیاموزد. آنجا که باید صبر کند و منتظر بماند، چنین کند و آن زمانی که باید از فرصت ها استفاده کند، رفتار درست داشته باشد.
بازی، اسباب بازی و همبازی در کودکان
P کودک سه ساله آمادگی این را پیدا می کند که در بازی مانند گذشته چیزی را خراب نکند و بازی ای که در گذشته می توانست تقریبا جنبه ی تخریبی و برهم ریختن داشته باشد، از این به بعد کاملا جنبه ی سازندگی و بهتر کردن دارد، و از آن کاملا نباید بهره گرفت.
P می دانیم که همبازی اول کودک، پدر و مادر و خواهران و برادران هستند. اما آهسته آهسته من و شما باید بیاموزیم که نقش هایی را که کودکان به ما محول می کنند، آن ها را انتخاب کنیم و در این باره با آن ها مخالفتی نداشته باشیم. آهسته آهسته این نقش ها را از ما می گیرند و از ما انتظار دارند که فقط “رول سیاهی لشگر” را داشته باشیم و کمی که سن آن ها بالاتر می رود، حتی به سیاهی لشگر بودن ما هم احتیاجی ندارد، بلکه مایل هستند که “تماشاگر” و “ستایش کننده ی” آن ها باشیم و باید چنین بود.
P در این ایام به جای ما، “همبازی” انتخاب می کنند و آهسته آهسته به جای همبازی، “دوستان” را، که مقدمه ارتباط عمیق انسانی و اجتماعی آنهاست که فراهم شده است.
P در محیط خانه باید مواظب بود که فرزندان من و شما به دلیل تفاوت سن و جنس، طوری زندگی کنند که ارتباطات بعدی برای آن ها ساده و جالب باشد. جنگ میان خواهران و برادران به جنگ با سایر انسان ها در آینده منجر خواهد شد. اشکال کار در خانه این است که اولا پدر و مادر از آن همه هستند، دوم بسیاری از وسایل و ابزار خانه متعلق به همه خواهد بود، و گرچه برخی از اوقات اسباب بازیها، از آن این یا آن فرزند خواهند بود، ولی بسیار مشکل است که در کودکی بتوان چنین تفکیکی را همیشه محکم نگه داشت، و آن را از کودکان انتظار داشت. به هر حال باید پدر و مادر با آگاهی، با مهربانی و برخی از اوقات با دست و دلبازی شرایطی را فراهم کنند که فرزندشان کمترین برخورد را در این زمینه با هم داشته باشند.
P خطر بازی با دیگران همیشه اختلاف، جنگ و یا گرفتاری هایش، بیش از آن است و به همین دلیل است که باید در انتخاب همبازی و دوست برای فرزندانمان به آن ها کمک کنیم.
راهکار و مهارت عملی
زمانی که بین بچه ها (چه خواهر و برادر و چه همبازی و دوستانشان) اختلافی پیدا می شود، چه کاری باید کرد؟
جواب: باید از دور نظاره گر آن بود، که این اختلاف و یا این رابطه بد، بدتر نشود. از طرف دیگر باید مطمئن بود که اگر خود آن ها از عهده ی حل مسئله و مشکل خودشان برمیآیند، کاری به کار آن ها نداشت. اگر در این زمینه تردیدی وجود دارد و یا یکی از طرفین کمکی می خواهد، باید به عنوان یک ناظر و راهنما ولی بسیار بی طرفانه و منصفانه، نظری را آهسته آهسته ابراز کرد، و از آن ها خواست که به آن توجهی کنند. ولی اگر اختلاف بچه ها کمی بالا گرفته و اختلاف به جدال و کتک کاری رسیده، حتما پدر و مادر و یا اگر در ارتباط با بچه های دیگر است، یکی از والدین باید در این کار دخالتی داشته باشد و دادگاهی تشکیل دهد تا حق را به حقدار برساند و طرف مقابل را نیز مورد توجه و محبت قرار دهد و شرایطی را فراهم کند که دوباره بازی و دوستی ادامه پیدا کند.
P در رابطه با دوستان بچه ها برخی اوقات باید تجدید نظری کرد، یا در مورد همبازی هایشان، باید آن ها را عوض کرد. بدون تردید باید به بچه ها فرصت دفاع از خود را داد. انا این دفاع برخی از اوقات با ایجاد حالت تدافعی خواهد بود. به این معنا که مواضع و مورد اختلاف را باید از صحنه ی بازی آن ها دور کرد.
مثال: “اگر فرزند شما به یکی از اسباب بازی های خودش توجه و علاقه ای دارد باید آن را به هیچ وجه در بازی های آنها راه نداد و توصیه و سفارش کرد که آن را کنار بگذارد”. “اگر برخی از این اسباب بازی ها ممکن است که شکسته شود، باید آن ها را از بازی دور کرد و یا این وعده را (که حتما انجام می دهید) به آن ها داد که بلافاصله برایش تهیه خواهید کرد”.
P اصولاً اگر بچههایی به عنوان همبازی با فرزندان شما هستند که شاید پیشبینی رفتارشان، و یا احتمالا رفتار بدشان را تا حدودی نتوان کنترل کرد، باید مواظب فرزندانتان باشید و به آن ها بیاموزید که از حق و سهم خودشان بدون خشم و قهر دفاع کنند، و برای آن چه که متعلق به آن هاست و باید از آن آنها باشد، تا آخر بایستند و شما هم آن ها را حمایت می کنید. در حالی که نباید به بچه ها “جنگ” را آموخت، اما زمانی که “دفاع” را آن گونه که درست و مفید هست، باید بیاموزند، تا تمایلی برای جنگیدن نداشته باشند. زیرا در بیشتر موارد بهترین نوع بردن و مخصوصا بردن در جنگ، دفاع به موقع و درست از خود خواهد بود.
P بچه ها با هم جر و بحث می کنند و جر و بحث آن ها احتمالاً هیچ اهمیتی ندارد. مخصوصاً اگر در همان مرحله ی کلامی به آخر برسد. برخی از بچه ها در این زمینه توانایی بیشتری دارند و شاید به ناحق برنده شوند. در این گونه موارد میتوان توصیه هایی کرد و یا با رفتار جبرانی شرایطی را فراهم کرد، که آن کسی که به او آسیب رسیده، آن قدرها اذیت نشود.
P بچه ها از حدود ۴ سالگی در بازی های خودشان ابتکارات جالبی را به کار می برند، و با آن بسیار خرم و شاد هستند.
مثال: “چند صندلی را کنار هم می گذارند. پتویی را به روی آن می کشند، و وانمود می کنند که خانه ای دارند. منتظر مهمان می شوند. مهمان که همبازی دیگر یا خواهر و برداری هست، وارد می شود. به او چای و یا غذای به حساب خودشان خیالی یا دروغی می دهند. مدتی بر این کار خودشان می خندند، و این بازی را به صورت دیگر ادامه می دهند. خانه از آن دیگری می شود. این دفعه، صاحب خانه ی قبلی، میهمان تازه خواهد بود و …”.
از این طریق است که بچه ها واقع آنچه را که باید در زندگی بیاموزند می آموزند. در این گونه موارد می توان پیشنهاد برخی از این بازی ها را به آن ها داد، و بعداً به آن ها اجازه داد تا زمانی که مایل هستند این کار را تکرار کنند. در این گونه موارد “رعایت حق دیگران” بسیار اهمیت دارد.
نکته: آن چه که باید به آن توجه کرد این است که تا ۷ سالگی هر بازی خیالی، هر بازی ذهنی، هر اندازه هم که عجیب و غریب باشد، باید کاملاً فرزندمان را در انجام آزاد بگذاریم و هیچ نگران نباشیم، چون با این جنبه های تخیلی از واقعیات دور نمیشوند و یا دنیای عجیب و غریبی نخواهند داشت.
P کودکان در ۴ و ۵ سالگی علاقه مند هستند که لباس هایی را بپوشند و از این طریق خودشان را به صورت دیگری در بیاورند، و حتی نقش هنرپیشه را به صورت تقلید انجام بدهند. و حال آن که وقتی که به ۶ یا ۷ سالگی می رسند، مایل هستند که کارگردان باشند و در نتیجه به دیگران توصیه کنند که چه باید کرد.
نکته:
P نکته ای که در اینجا ضرورت دارد به آن شاه شود، خریدن وسایلی است که بوی “جنگ و جدال” میدهد، صرف نظر از این که ممکن است این بازی ها، به خشم و جنگ کشیده شود. در حالی که درست است که بچه ها با استفاده از این وسایل، کاملاً جنگ و بدی ها را نمی آموزند، بلکه فقط فرصتی پیدا می کنند که خشم، قهر، ناراحتی و نارضایتی خودشان را ابراز کنند، اما روزی که به این نتیجه برسند که طریقه ی ابراز خشم و ناراحتی، استفاده از این وسایل است، به نوعی غیر مستقیم آن را آموخته اند. از جانب دیگر یاد می گیرند که موضوع ها را برای خودشان درونی کنند. تصمیم ها را در ذهن خودشان بگیرند، انتخاب را انجام بدهند، بعدا با توطئه یا پنهان کاری، دشمن را از پا در بیاورند. متاسفانه در همه ی این موارد طرح مسائل و حل مشکلات، ابدا مطرح نیست.
P به هر حال استفاده از ابزار و وسایل یا اسباب بازی های جنگی سبب خواهد شد که اگر نه مستقیم، بلکه غیرمستقیم کودکان آن را برای حل مسائل و اختلافاتشان با دیگران به کار بگیرند، و در نتیجه همیشه می تواند برای آن ها در بلند مدت مضر و خطرناک باشد. “مخصوصا استفاده از تفنگ”. شاید پدر و مادری اهل شکار باشند، ولی به بچه ها نوعی بی رحمی و بی اعتنایی نسبت به حیوانات و موجودات دیگر را می آموزند. مخصوصا خطراتی که در این زمینه وجود دارد. به نظر می رسد که دوران آن به سر آمده است که ما به دلایل یا بهانه هایی، تفنگ را هم چنان در خانه داشته باشیم؛ مگر اینکه مسئله ی دفاع از جانمان به عنوان یک مسئله ی جدی در منطقه ای مطرح باشد.
P همچنین بچه ها، برخی از وسایل و اسباب بازی بزرگسالان را استفاده می کنند. بچه ها علاقه مند می شوند که بازی هایی که در آن پرتاب مهره وجود دارد، بازی کنند، بنابراین باید آن ها را در این زمینه کمک کرد. به ویژه آن که بازی ها کمی با زندگی شباهت و نزدیکی دارند. در حالی که بازی شطرنج به دلیل ارتباط واقع بینانه ب عاقلانه ای که بین اجزای آن وجود دارد، کاملا نوعی حل مسائل و درک مشکلات به طریق واقع بینانه است، و از حدود هفت سالگی به بعد کودکان را می توان با آن آشنا کرد، مشروط بر این که از حدش نگذرد، و بچه ها آن را به عنوان تنها بازی در نظر نگیرند، و مسئله بردن و مات کردن دیگری است هدف اصلی آن ها نباشد.
استفاده از کارت های بازی، اگر به هیچ وجه و هرگز با پول همراه نباشد، به دلیل تنوعی که این بازی ها دارد و می تواند بچه ها را در سنین مختلف با نوعی از “فعالیت های ذهنی” و “محاسبات” و “احتمالات” آشنا کند، میتواند در مسیر رشد آن ها کمک کند. به نظر می رسد که در خصوص بازی با کارت، باید هرگز پول در میان نباشد، و بردن و باختن اهمیت زیادی پیدا نکند. بلکه از پیچیدگی این بازی ها در سنین مختلف، به جهت رشد عقلی کودکان و یا بیشتر و برتر کردن بهره ی هوشی آن ها استفاده شود.
P مطلب دیگری که در این زمینه لازم است به آگاهیتان برسد این است وقتی که بچه ها به خاطر تولدی، هدایایی دریافت می کنند، گرچه ممکن است که علاقه مند به باز کردن آن باشند (که حتما باید به آنها فرصت داد)، اما می توانند بسته ها را بسته نگه دارند، یا از بسته ی خودش بیرون بیاورند، اما اگر با آن ها قراری بگذاریم که روزی یکی از آن ها را بیرون می آوری و هر روز با یکی از آن ها بازی می کنی، از این کار، هم لذت بیشتری از این مجموعه خواهند برد، و هم از این که با سرعت از چیزی دل زده شوند و از یک شاخه به شاخه ی دیگر بپرند و تنوع را، اساس و مبنای انتخاب در زندگی قرار دهند، دور می کند. ولی در عین حال باید آن ها را مطمئن کنیم که این وسایل از آن آنها خواهد بود، و همیشه در اختیار آنهاست. حتی بهتر آن است که آن را در اتاق آن ها، ولی با میل و نظر آنها در جایی مخفی کنیم و این پیام را بدهیم که این از آن توست، و راز و سری است بین من و تو که از این بابت بچه ها می توانند بسیار لذت ببرند.
P نکته ای که در خصوص “هم بازی” وجود دارد این است که برخی از اوقات بچه ها به مجرد این که یکی از هم بازی ها، رفتار مناسبی با آن ها ندارند، بیکباره آن را ترک می کنند و یا با به کار گرفتن کلمات زشت او را از خودشان دور می کنند، و یا ممکن است که حتی به او آسیب بزنند. در این گونه موارد باید مواظب رفتار فرزندانمان باشیم. برخی از اوقات بچه ها در این زمینه به خاطر این که دوستشان یا همبازیشان با او بازی نکرده، این حرف را می زنند: “که تو را به تولدم دعوت نمیکنم، و تو روز تولد من نمی تونی بیای!”، در این گونه موارد باید نظر آنها را بعدا عوض کرد و به آن ها فرصت داد که این دشمنی و مخالفت را به دوستی تبدیل کنند.
اما بچه هایی هستند که به خاطر نگه داشتن دوستی و دوستانشان، برخی از اوقات نام یکدیگر را بر روی هم می گذارند، و اسم خودشان را با هم عوض می کنند. حتی مایل هستند که لباسشان را عوض کنند. در این گونه موارد به هیچ وجه نباید مزاحم آن ها شد. اصرار عجیبی دارند که نام من چنین است نه چنان، و از این بابت بسیار لذت می برند، زیرا به نوعی خودشان را با هم یکی می دانند. چنین حالی که معمولا بعد از ۵ سالگی در برخی از بچه ها دیده می شود، میل و اشتیاق فراوان آن ها را به داشتن دوست نشان می دهد. ولی شاید پیامی را هم برای من و شما می فرستد که گرچه ممکن است به دلیل عشق، محبت و دوستی و صمیمیت به این مرحله رسیده باشند؛ اما این خطر و احتمال هم وجود دارد که به دلیل محرومیت و محدودیت از محبت و عشق ما، یا تبعیض و نابرابری میان خواهران و برادران، برای خود خواهر و برادر دیگری دست و پا می کنند. در این موارد بهتر آن است که هم بازی آن ها را هم چنان عزیز و محترم، مانند فرزندان خودمان بدانیم، و یادمان باشد که ما در دنیایی زندگی می کنیم که تقریبا بعد از ۳ سالگی هیچ پدری و مادری قادر نیستند که فرزند سالم و خوشبختی را بدون “همبازی” و “دوست” رشد دهند. بنابراین به عنوان یک شعار باید آن را پذیرفت که:
بهترین هدیه من و شما به فرزندانمان، دوستان خوب هستند و شاید بتوان گفت که باید دوست خوب را به هر هزینه و قیمتی برای فرزندانمان بخریم و نگه داریم.










